X
تبلیغات
طایفه بَزّی

 تیره ممدادشاهی نیز مدتی قبل با تشکیل جلسه توسط آقای کربلایی شاه محمد بزی داد و کاندیداهای تیره را معرفی کرد و عبارت بودند از :

1-شاه محمد بزی

2- محمد بزی نیا

3- حاج غلامعلی بزی

4- سلطان بزی

5- ابراهیم بزی

6- غلامرضا خانی

7- علیرضا راه اندوز بزی

8- حاج علیرضا بزی

از برگزاری انتخابات که برایم خیلی جالب بود صندوق رای با برگ رای و صورت جلسه و گروه نظارت بر انتخابات نیز وجود داشت آقای حاج علیرضا بزی با کسب بیشترین رای به عنوان دبیر و سخنگوی خاندان ممداد شاهی انتخاب شد و توسط آقای سرهنگ حاج غلامعلی به حاضرین معرفی شد موفق باشند سپس حاضرین صورت جلسه را امضا کردندو در پایان آقایان حاج غلامعلی بزی و سلطان بزی و ابراهیم بزی و شاه محمد بزی محمد علی بزی و عباس لکزایی بزی به عنوان بازرس انتخاب شدند.



نوشته شده توسط وحبد در پنجشنبه 2 خرداد1392 ساعت | لینک ثابت |

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |

از سمت راست:

غلامعلي بزي (حسين گلزار)- شاه مير بزي-حبيب دشتي زاده

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |
سخنگو ، دبير و يكي از بزرگان شورا 7 نفره طايفه بزي تيره دشتي و شيرخان در شمال كشور

آقاي حاج حبيب دشتي زاده  09113712240

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |

بزرگان طايفه بزي-تيره دشتي و شيرخان در شمال كشور

از 21 تيره ايي كه در طايفه بزي داريم 2 تيره كه با يكديگر يكي شدن تا ريش سفيدان و بزرگ خودشونو انتخاب كنند بالاخره به نتيجه رسيدن و 7 نفر به عنوان شورا تيره دشتي و شيرخان و از اين 7 نفر 1 نفر نيز به عنوان سخنگو و دبير طايفه بزي انتخاب شد كه دوستان در صورت احتياج به هر نوع كمكي به اين 1 شخص مراجعه كرده و ايشان موضوع را با ديگر اعضاي شورا مطرح كرده و در جهت رفع مشكل تلاش خود را مي گذارند . من خودم در اين جلسات حضور داشتم بسيار  عالي و جلسات خوب و اميدوار كننده ايي بود و چشم انداز خوبي خواهد داشت انشااله كه ديگر تيره ها نيز به توافق برسند و افراد خود را مشخص كنند در صورت رسيدن خبر سريعا اعلام ميشود . اسامي اين شورا 7 نفره كه 1 نفر از آنها هنوز تكليفش مشخص نيست و به شرح ذيل اعلام ميگردد :

1-حاج حبيب دشتي زاده  (سخنگو و دبير شورا)        

2-غلامعلي بزي(فرزند حاج مير علم)                

3-كربلاي حسين دشتي زاده (فرزند غلام حيدر) 

4-حاجي شاه مير بزي

5-غلامعلي بزي (ف حسين گلزار)

6-علي اكبر بزي(حاجي حسين گلزار)

7-محمود دشتي زاده (وضعيت بلاتكليف)


تصوير صورتجلسه انتخاب اعضا در ادامه مطلب مي باشد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |
بزرگ طايفه بزي كيست!!!!!!  

انشاا... در روزهاي آينده اين شخص مشخص ميشود و فاميل از اين بلاتكليفي نداشتن يك شخص به عنوان بزرگ طايفه بزي بيرون مي آيد ، همانطور كه ميدانيد يكي از مشكلات اصلي طايفه نبود يك شخص به عنوان بزرگ طايفه بود و هر نفري كه از راه ميرسيد خود را بزرگ طايفه مي دانست اميدواريم اين مشكل نيز حل گردد و اختلافات نيز كنار گذاشته شود و شاهد اتحاد همه فاميل باشيم . و همه طايفه نيز از شخص مورد نظر حمايت كنند و حرف شنوي داشته باشند و در اين راه او را ياري كنند، و شخص مورد نظر از بزرگي فقط اسم آن را يدك نكشد و به فكر معظلات موجودي كه هست و رفع آنها باشد و تمام تلاش خود را بگذارد . خوشبختانه  با خبر شديم در ماه گذشته  بزرگان فاميل جلسه ايي برگزار كرده اند جهت انتخاب شخصي به عنوان بزرگ فاميل و طايفه بزي . حركت بسيار خوبي هست در صورتي كه همه با يكديگر اتحاد داشته و صلح كنند  و اين شخص را مشخص كنند . در جلسه برگزار شده از همه تيره هاي طايفه حضور داشته اند و قرار بر اين شده تا اين افراد به اجماع برسند و شخصي را به عنوان بزرگ و ريش سفيد فاميل تا ماه آينده مشخص كنند . به نظر دوستان شخص مورد نظر بايد چه خصوصياتي داشته باشد و آيا در فاميل همه از او حرف شنوي دارند و يا نه باز هم هر شخصي خود را بزرگ دارد .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اميدواريم كه موانع موجود رفع شود و آن شخص نيز تمام تلاش خود را براي رفع مشكلاتي كه در حال حاضر داريم بگذارد تا شاهد پيشرفت هر چه بيشتر فاميل باشيم  ...... از دوستان عزيز خواهشمندم نظرات وخصوصيات و انتظارات خود را از اين شخص بيان كنند ؟؟؟؟!!! . با تشكر

نوشته شده توسط وحبد در یکشنبه 8 اردیبهشت1392 ساعت | لینک ثابت |
در سری قبل از جنگ بمپور و حکایات آنجا گفتیم حال ......

پس از این دوره سیستان تا چهار برجک و نیمروز چخانسور و خاشرود کده و پوزک و کنگ به آبادی میرسد و مردم بلوچ که از طرف بلوچستان جهت دامداری به این منطقه سرازیر میشوند و به آبادانی و ملک و علف زارهایی وسیع از نیزارها و جنگل ها ییکه در اثر آبرفت های رود هیرمند بوجود آمده در منطقه چخانسور ساکن میگردند چون چخانسور از دو رود آب خیزی دارد که یکی هیرمند است و دیگری خاشرود زمین های کنار دریاچه رود هیرمند خیلی مساعد برای کشاورزی بوده اما مردم از نظر امنیتی از طرف افغانها دچار مشکل بوده اندچنانچه بعضی مواقع افغانهای فراه و بکواه حمله میکرده اند و گاو و گوسفند مردم را به سرقت میبرده اندو وقتی از مرزکده می گذشتن دیگر کسی نمی توانست دنبال مال خود برود از بزرگانی که در سیستان حاکمیت داشته اند یکی عبارت بوده از خان جان خان که پدر سردار ابراهیم خان بوده و در میانکنگی سکونت داشته و مردم به نزد او میروند و جلسه تشکیل میدهند که امنیت نداریم یکی از فرزندان شما همراه ما به چخانسور برود تا مردم اطراف او را بگیرند و قلعه ای هم برای او میسازیم و از افراد منطقه نیروی نظامی و نگهبان آنجا را تامین می کنیم.خانجان خان طبق تقسیمات محلی که انجام میدهد حاکمیت منطقه چخانسور را به پسرش ابراهیم میدهد در تپه ایی که در آنجا بوده قلعه ایی بنا میکنند که معمار آن از سرشناسان معماری ایران بوده است .مسئولیت جمع آوری حشر یا بیگار بر دوش نائب بنیاد کاشانی بوده است تا قلعه را درست کنند . مرد شماره 2 قلعه علی مراد خان بزی بوده که در منزل و حرم ابراهیم خان راه داشته و بی بی خانم سردار ابراهیم خان او را فرزند خطاب میکرده است و در جنگ نیز بی نظیر بوده است چنانکه درباره او خوانده اند :

علی مراد خو کمر باریک            شمشیر میزد شب تاریک

نفر سوم یکی از قبیله گله بچه بوده است خلاصه هر چه مردان بادلیر و با همت یافت میشده در آنجا بوده اند

ابراهیم خان در زمان علی مرادخو (مراد خان) بوده که در حدود 4 یا 5 نسل فاصله دارد ناگفته نماند که فرزندان محمد حسن به درستی مشخص نیست و اطلاع زیادی از آنها نیست مگر اینکه ازروی نژاد و قبیله ها مشخص گردد که 4 پسر داشته و یک پسرش عبدل بوده که جد ممدا میباشد پسر دیگرش جد شانور سرمست و غزل خوان میباشد و پسر سومش جد حسین رستم و فرزند چهارمش را رئیس می گفته اند که اجداد دشتی ها و چند قبیله دیگر مانند جان محمد بزی و ابراهیم محمد و حسین دادی میباشد .این 4 پسر از همان خانم شهرکی به دنیا آمده اند که نژاد آنها تا به امروز از هم جدا نشده اند پس از مرگ ممداد ذوالفقار نواده ممداد پیشوایی قبیله را بر دوش میگیرد اما مادر ذوالفقار از فامیل پنجه که بوده و حوادث  سوختن خیل پنجه که برای ذوالفقار بزی خوب شد ضرب المثلی است در بین طوائف بخصوص طائفه بزی  که گفته میشده است.

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 25 بهمن1391 ساعت | لینک ثابت |
در قسمت قبل درباره مهاجرت طایفه بزی از بلوچستان به سیستان و اتفاقاتی که برایشان افتاد نوشتیم حال قصد داریم تا این مطالب را ادامه دهیم ......

دومین حکایت چنین است ُزمانیکه محمد یا خود حسن به سیستان می آیند اینها ۳ یا ۴ برادر بوده اند میآیند و در کنار حاکم آن زمان چادرهای خود را بر پا می کنند زمان ایام عاشورا و ماه محرم بوده و اینها می بینند داد و بیداد از هر طرف بلند است و یا حسین یا حسینهمه می گویند . آنها هم به تماشا می روند و بعد از ختم تعزیه داری تابوتی را که شبیه در آورده اند بر طبق سنت در مسجد می گذارند و میروند و طایفه بزی هم به خیمه های خود میروند و با خود می گویند که آنها کافرند ما و شما برویم و این دستمال ها را برای خود بیاوریم در نیمه شب حرکت می کنند و میروند و دستمالها و جنس هایی که به تابوت بسته بوده همه را برای خود می برند صبح که مردم به مسجد میروند میبینند که دستمالها و جنس ها را برده اند مردم همه جمع می شوند و نزد حاکم میروند و می گویند این کار همین چند خیمه ایی می باشد که به تازگی به اینجا آمده اند  حاکم دستور میدهد رد پا را بگیرند تا ببینند به کجا میرود و می بینند راست به در خیمه تازه واردها می رود . از آنها سوال می کنند اما آنها انکار میکنند خیمه ها را بازدید میکنند همینکه فرش ها را میدارند زمین را کنده میبینند خاک ها را بر میدارند که اثاث گمشده پیدا میشود جنس ها را برداشته و نزد حاکم میبرند حاکم بعد از تحقیق دستور میدهد کسی که جنس ها در منزل او پنهان بوده باید دست راست او قطع گردد و چون جنس ها در منزل برادر بزرگتر بوده است دست او را قطع میکنند که از آن تاریخ منبعد تا اکنون به نام تیره دستی (دسی) معروف می شوند از این تاریخ به بعد یک توقف به وجود می آید زیرا تا زمان ممداد یا امام داد هیچگونه حکایتی از ایشان دیده نشده است . به زمان ممداد که میرسد جنگی در بمپور رخ میدهد و حاکم سیستان بر اساس قوم یا طایفه از هر طایفه چند مرد جنگی برای مقابله جهت شورشی که در بمپور رخ داده می طلبد . حاکم سیستان بر طبق حکایت بزی ها بی بی رئیسو بزبان محلی بوده که شاید نام او بابا رئیس درست باشد زیرا چنین حکایت میکنند که ممداد رفت و بزرگر بی بی رئیسو شد که او را از جنگ معاف کند در حالیکه چنین چیزی وجود نداشته  چرا که ممداد خودش بزرگ و ریش سفید طایفه خود بوده است و لزومی نداشته که خود به جنگ برود و ۲ نفر جنگجو را به نام حسین رستم و شانور که پسران عمویش بوده اند را به جنگ بمپور میفرستدو خودش جهت مشاوره در نزد بی بی رئیسو بوده نه بعنوان برزگر  . ثانیا کسشی که خودش بزرگ پیشوا باشد از اقوام و فرزندان یا عشیره خود میفرستد نه اینکه خودش برود ثالثا اگر به جهت حالات جنگی که وجود داشته شاید اقامت وی در نزد بی بی رئیسو به جهت جمع آوری مالیه از زمین های کشاورزی بوده و شخص امین را می طلبیده که در چنین هنگامی از کشت و زراعت وی را سرپرستی کند و بعنوان جانشین او عمل کند البته این کلمه در بین قومی خودمان یعنی تیرهای دیگری که آن دو نفر جدشان میباشد این کلمه را می گویند که جد شما رفت برزگر بی بی رئیسو شد و جد ما را بکشتن داد البته آنهم به صورت مزاح با یکدیگر میگویند نه جدال و در گیری .

در زمانیکه افراد را به جنگ بمپور جمع آوری و گروه بندی می شدند می گویند طایفه بزی چند نفر را فرستاده و بزرگشان یعنی فرمانده گروهشان کیست در اینجا شاه نور که مردی شاعر و سخنور بوده چنین جواب میدهد :        

حسین رستم و شاه نور سر مست      گرفته تیغ بران با کف دست

نفرات را معرفی و فرماندهی خود را در جنگ اعلام می کنند و می گویند این ۲ نفر همیشه شمشیرهای خود را در هر جلسه ای همراه خود میبرده اند و شمشیر در مجلس بر روی زانو های خود می گذاشته اند خلاصه این ۲ یار و همدم در مرحله نخست عازم بمپور میگردند و جنگ سختی بین ایشان و مردم آن سامان در میگیرد و در این مرحله پیروز بر میگردند اما پس از مدتی دوباره مردم آنجا شورش میکنند و حاکم آن سامان را که از طرف حکمروایی سیستان بوده میکشند تا اینکه دوباره برای جنگ اعزام میگردند و در مرحله بعدی هر ۲ یار با همدیگر به شهادت میرسند و در همان بمپور دفن میشوندتا یادگار شرافتمندانه ایی برای اجداد و فرزندان و وحدت و یکپارچگی ما باشند .

ما کشته بر آنیم که ایران تو شوی شاد   از خون جوانان بود این پرچم آزاد

ادامه دارد ......................

 

نوشته شده توسط وحبد در چهارشنبه 4 بهمن1391 ساعت | لینک ثابت |

به گزارش مهر،  حامد بزّی دانشجوی متولد 1370 اهل سیستان و ورودی 1389  دانشگاه آزاد واحد چابهار بوده و در ترم آخر رشته کاردانی پیوسته کامپیوتر این مرکز مشغول تحصیل بود. - چگونگی شهادت این دانشجو به اين صورت بوده است هنگامي كه عامل انتحاری می خواست بمب را در مراسم نماز جمعه  مسجد امام حسين (ع) منفجر کند بعد از اینکه مورد شناسایی "بزّی" و دیگر بسیجیان قرار گرفت، متواری شده و مرحوم بزی به دنبال این فرد متواری رفته و با منفجر شدن مواد منفجره به درجه رفيع شهادت نائل گرديده اند .

شهادت بسیجی شهید حامد بزی درچابهار که موجب غرورملی برای طایفه بزی شد را به خانواده ايشان و تمام فاميل تسلیت میگویم.

جزييات خبر درادامه مطلب .....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحبد در شنبه 29 مهر1391 ساعت | لینک ثابت |

متاسفانه در گذشته و حال شاهد بوده و هستیم که عده ایی از فامیل به دلایل شخصی و اجتماعی موجود اقدام به تغییر فامیلی خود از بزی به دیگر فامیلی ها میکنند ، به نظر من این خیانتی بزرگبه آیندگان ما و گذشتگان ماست که اینگونه گذشته خود و هویت خود را پاک کنیم و همچنین به تاریخ کشورمان نیز لطمه وارد میکنیم چرا باید فامیلی را که خیلی بیشتر از این حرفها و حتی هزاران سال قدمت دارد را اقدام به تغییر آن کنیم که مثلا به خوبی تلفظ نمی شود و یا دیگر دلایلی که میشنویم بیاییم کمی بیاندیشیم و این کار را انجام ندهیم ... در پایین تعدادی از فامیلی ها را فقط جهت آشنایی ذکر میکنم نه چیز دیگری ....

1- دشتی زاده

2-حکمت نیا

3-فرساد

و ........

نوشته شده توسط وحبد در یکشنبه 23 مهر1391 ساعت | لینک ثابت |

آنچه در کلیات ایل بزرگ رئیسی نوشته شده چنین است که طایفه بزی 9 نسل به آنطرف محمد حسن پدری بنام سردار میم خان بوجود آمده اند و علت رفتن این قوم به طرف سیستان اختلافات بین سردار میم خان و شاه نصرالدین بوده است که سبب کشته شدن یکی از طرفداران شاه میگردد و این اختلاف سبب میشود که بسوی خاش و زاهدان با اقوام و بستگان خود رهسپار شوند . آیا این 9 نسل که از محمد حسن به آنطرف در کلیات ایل رئیسی ذکر شده کدامند ؟ آیا ما 9 نسل دیگر داریم که نژاد آنها به سردار میم خان به صورت دقیق برسد یا خیر ؟؟ بلی 9 نسل بعد از محمد حسن طبق نوشته که از مرحوم  قربانعلی مورخ مشهور طوایف سیستان و طایفه بزی در دست است که از محمد حسن تا سردار میم خان زیل وار بیان میکند ؛ اگر چه قربانعلی بزی اطلاعات فراوانی درباره دیگر طوایف سیستانی داشته است که متاسفانه بصورت نوشتاری چیزی موجود نیست و کسی هم نبوده تا اطلاعات وی را جمع آوری و ضبط نماید جز مطالب نژاد و قبیله خود که آنهم در زمان مرگش بدستور خودش نوشته شده است تا یادگاری برای آیندگان باشد .

اگر چه تاکنون این باور وجود داشته که محمد حسن پدر محمد بعلت قهر از اقوام با پدر و مادر و عشیره خود راهی سیستان میشود و در کنار مردم طایفه شهرکی سکونت میکند هم حسن دامدار بوده و هم شهرکی ها ؛مدتی میگذرد محمد که نوجوانی بوده عاشق دختر رئیس قبیله شهرکی ها میگردد دختر بر طبق سنت های قومی نامزد پسر عموی خود بوده و محمد از دختر خواستگاری میکند لیکن از طرف پدر دختر جواب رد میشنود،هر کاری که میکند شهرکی ها حاضر به وصلت نمی شوند تا اینکه محمد حسن او(نامزد دختر که پسر عمویش بوده ) راتعقیب میکند و بقتل میرساند بعد از این واقعه شهرکی ها به حاکم آن زمان که در سیستان بوده مراجعه و درخواست قصاص میکنند حاکم محمد را زندان مینماید و بعد از مدتی 14 هزار سکه رائج آن زمان دیه جریمه صادر میکند که یاحسن پول را بدهد و یا قصاص را بپذیرد  و حسن 14 هزار سکه را میپردازد و پسرش محمد را از زندان و قصاص آزاد میکند و دختر را به عقد محمد در میآورد . در نقل و قول های نژادهای دیگر سیستانی ها مانند کاشانی ها که وصلت کاری با بزی ها در 200 یا 300 سال گذشته داشته اند این حکایات شنیده و گفته میشود .که فرزندانی که از محمد بوجود آمده اند از آن دختر شهرکی میباشند و مذهب شیعه را نیز در آن زمان پذیرفته اند چون مادرشان شیعه بوده و محمد در جوانی فوت میکند این فرزندان شیعه میشوند ،راوی این قسمت نائب بنیاد کاشانی بوده که در زمان سردار ابراهیم خان نایب ایشان بوده است و در حدود 150 سال قبل زندگی میکرده و خود نایب از شکم دختر مریم علی بخش متولد شده و هم عصر مراد علی خو و محمدی بوده است ......

ادامه دارد ...

نوشته شده توسط وحبد در یکشنبه 23 مهر1391 ساعت | لینک ثابت |

1.از سمت راست نفر اول  يوسف شيردل بزي(پدر)  -2.دكتر عيسي شيردل بزي (فرزند بزرگ) -3.مهندس رمضانعلي شيردل بزي (فرزند)   -4.دكترحسين شيردل (فرزند) بزي                        - 5.دكترحسن شيردل.متخصص چشم (فرزند) بزي    -6.مهندس محمد شيردل (فرزند) بزي        -7.احمد شيردل (فرزند) بزي     8.مهندس ناصرشيردل (فرزند) بزي      9.نادر شيردل (فرزند) بزي      10  .مهندس مسعود شيردل (فرزند) بزي      11.مهندس فرهاد شيردل (فرزند) بزي 12.فرامرز شيردل (فرزند) بزي       13.افشين شيردل (فرزند) بزي

نوشته شده توسط وحبد در دوشنبه 1 خرداد1391 ساعت | لینک ثابت |

                                                              بسمه تعالي

 

  بنام آنكه هستي نام از او يافت                                    فلك گردش زمين آرام از او يافت

از قول ( نظر غلام حيدر) و نقل و قول ايشان در كتابي كه از( قربانعلي برادر شاهسوار خان) مانده و پشت قباله هايي كه بزرگان سينه به سينه نقل و قول كرده اند كلا حاكي از اين مطلب است كه طايفه بَزّي اصالتا ايراني الاصل مسلمان دلاور وقوي بوده است . .وطايفه كلا داراي چند تيره ميباشد كه اصل بر اين است كه اول طايفه بَزّي بعنوان ستون فقرات و اركان اصلي طايفه و در طوايف ديگر نيز مطرح بوده است . كه طايفه مقدم بر تيره و تيره خود ريشه و شاخ و برگ يك طايفه است .،كه اگر اختلاف و دسته بندي ها و كوتاه نظري ها و نظرات شخصي افراد مبني بر خودخواهي  ها از ميان اين طايفه برداشته شود و اختلاف سليقه ها به وحدت رويه تبديل گردد ، معلوم ميشود كه تيره هاي موجود در طايفه َبزّي به حدود 18 الي 20 تيره امروزه اطلاق ميگردد كه همه طايفه بَزّي هستند .

برابر نقل و قولهاي سينه سينه بزرگان و مستندات و نوع شكل و قيافه ها و استخوان بندي هاي چهره و قد و هيكل مشخص كننده اين است كه طايفه بَزّي افرادي قد بلند قوي هيكل و با چشماني درشت و ساير علائم مشخصه نسبت به ساير طوايف  ديگر سيستاني هستند كه قديمي ترين مستندات در تاريخ صد ساله اخير ايران  جي پي تيت  براي تعيين مرزهاي ايران و افغانستان  در اواخر كتاب عكس يادگاري از ملادادي بَزّي و جي پي تيت هست كه نمونه بارز و علم و دانش اين طايفه براي حاكميت مرزهاي ايران در منطقه درياچه هامون كه اكثرا از اين طايفه بوده اند و روستاهاي ملادادي بَزّي تخت شاه قرقري سه روستايي كه اكثرا طايفه بَزّي بوده اند و در ساير روستاهاي مرزي نيز ساكن بوده اند و در منطقه دريايي در مرزهاي ايران و افغانستان به عنوان عشاير دامدار و گاوداران معروف نيز از اين طايفه بوده اند  كه در زمانهاي اخير نيز گاوهاي خود را جهت فروش گاوها (گوجلاوي)به شهرهاي ديگر استان سيستان و بلوچستان و خراسان بزرگ تا سبزوار و قوچان وبجنورد و آشخانه نيز مي آورده اند و بفروش ميرسانده اند.. گاوهاي معروف سيستان از گله سردار محمد شريف خان بَزّي كه مي گفته اند ((khasie خسيِ بَزّي (گاو نر پر هيكل و سياه رنگي) بوده كه براي خرمن كوبي و شخم زدنها استفاده ميكرده اند كه در استان زياد است .

1-تيره ممداد شاهي كه خود در 4تا 5 پشت همه به فرزندان ممداد يا امام داد كه خود از اولاد محمد حسني و مشترك بين طوايف ديگر مثل براهويي و ...منتسب ميگردد.

امام دادخان : پسران عمويش يا نوادگان عمويش بنامهاي حسين رستم شاه نور كه در يك عصر زندگي ميكرده اند و در جنگ بمپور بلوچستان كشته ميشوند از طايفه بزي بوده اند و شعر ( حسين رستم و شانور سر مست        گرفته تيغ بران با كف دست )  بر سر زبانها بوده است كه افرادي شجاع و دلاور و تير انداز بوده اند .

تعدادي از تيره هاي طايفه بَزّي:

1- ممداد شاهي(امام دادخان- شاهسوار)                   6- دستي                  11-كاظم

2- مرادخو (مرادخان)                                             7- سوچ                   12- رستم

3- ممدي(محمد) محمد شريف خان بزي                 8- لندو                    13- عسكر

4- جاني(سراواني)                                                9- دشتي                  14- شاه نظر

5- جوشا (جهان شاه) بزي شيب آب                   10- بولك                         15- شاهرخ

 

 

 



نوشته شده توسط وحبد در دوشنبه 28 فروردین1391 ساعت | لینک ثابت |
بَزّي‌، ابوالحسن‌ احمد بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بَزّه‌ 70-50ق‌/86- 64م‌، راوي‌ اول‌ قرائت‌ ابن‌ كثير مكى‌ از قرّاء سبعه‌ و شيخ‌ القراء مكة معظمه‌.
نام‌ ابوبزّه‌ را بَشّار نك: ابن‌ باذش‌، /0 يا يَسار ابن‌ ناصرالدين‌، /42 ذكر كرده‌اند. وي‌ ايرانى‌نژاد، كه‌ به‌ دست‌ سائب‌ بن‌ صيفى‌ مخزومى‌ اسلام‌ آورد و در ميان‌ اعراب‌ بنى‌ مخزوم‌ِ ساكن‌ مكه‌ بزيست‌، و خود او و خاندانش‌ به‌ مكة معظمه‌ انتساب‌ يافتند ابن‌ باذش‌، همانجا؛ ذهبى‌، معرفة...، /73-74.
از آنجا كه‌ عبدالله‌ بن‌ سائب‌، فرزند مولاي‌ وي‌ استاد قرائت‌ مجاهد و ابن‌ كثير بنيان‌گذاران‌ مكتب‌ قرائى‌ مكه‌ بوده‌ است‌ نك: همان‌، /7؛ ابن‌ جزري‌، غاية...، /20؛ نيز نك: ه د، /10، مى‌توان‌ دريافت‌ كه‌ ابوبزه‌ از آغاز ورود به‌ حجاز، در كنار ابن‌ كثير به‌ فراگيري‌......


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحبد در پنجشنبه 24 فروردین1391 ساعت | لینک ثابت |
بزی، دهستانی است از توابع بخش پشت آب شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان.

جمعیت این دهستان بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۱٬۰۴۰ خانوار) ۵٬۰۰۹ نفر است
نوشته شده توسط وحبد در پنجشنبه 24 فروردین1391 ساعت | لینک ثابت |
قاریان هفتگانه یا قراء سبعه، هفت تن از روخوانان سرشناس قرآن، کتاب مقدس اسلام بودند که در نیمه سدهٔ دوم هجری قمری می‌زیستند.

قاریان هفتگانه از طبقه سوم قاریان قرآن بودند که میان مردم شهرت پیدا کردند و این شهرت باعث شد که دیگران را تحت‌الشعاع قرار بدهند. این هفت تن با این که روات بسیار داشتند ولی دو راوی از آن‌ها معروف شدند که عبارت‌اند از:

از میان قرّاء سبعه پنج نفر اصالتاً ایرانی هستند و دو نفر عرب بوده‎اند و همچنین پنج نفر از بزرگان قراء سبعه (عاصم، نافع، حمزه، کسائی و ابوعمرو) از مذهب تشیع بوده‎اند و دو نفر بقیّه «ابن عامر و ابن کثیر) از اهل تسنن می‎باشند.

 

 

 

نوشته شده توسط وحبد در پنجشنبه 24 فروردین1391 ساعت | لینک ثابت |

The family bazzi to all over the world

I hope wherever you are establishing alliances in establishing friendly relations with one another try.I have to ask of any proposal to establish relationships, your content to my email Are mentioned in the comments section or send your content. I am waiting for your comments and suggestions loved ones.

نوشته شده توسط وحبد در دوشنبه 7 فروردین1391 ساعت | لینک ثابت |
با سلام خدمت تمامي عزيزانم در طايفه بَزّي

خيلي از دوستان با من تماس گرفتند و اعتراض داشتن به اين مسئله كه چرا از افراد خاصي حمايت كردم . خدمت سروران عزيزم عرض كنم ، من در پست هاي مختلف و چندين بار از همه افراد درخواست كمك و همكاري كردم ولي متاسفانه هيچ مطلب يا عكسي به ايميل من يا حتي حضوري ارسال نشد تا من از اون مطالب استفاده كنم . از همه خواهشمندم به جاي شكوه و گلايه مطالب خودشون براي من ارسال كنند تا من هم شرمنده كسي نباشم . باز هم از همكاري همه شما تشكر ميكنم و اميدوارم اتحاد و همبستگي ما روز به روز بيشتر بشه .

نوشته شده توسط وحبد در دوشنبه 7 فروردین1391 ساعت | لینک ثابت |




سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار

سال نومبارک

نوشته شده توسط وحبد در یکشنبه 28 اسفند1390 ساعت | لینک ثابت |

دکتر احمد بزّی عضو هیات علمی و  استاد دانشگاه در رشته حسابداری

نوشته شده توسط وحبد در یکشنبه 16 بهمن1390 ساعت | لینک ثابت |
تنی چند از بزرگان طایفه بزّی

  از سمت راست :  (( احمد فرساد(بزّی)- غلامعلی و شریف بزّی  )) 

1

 خدمت فاميل عزيز عرض كنم چون اين افراد در اين عكس هستند دليل بر اين نيست كه فقط اينها بزرگاي فاميل هستند . افراد خيلي زياد ديگه ايي هم هستند كه از بزرگان و سرشناساي فاميل هستند ولي متاسفانه من هيچ عكسي ازشون نداشتم كه اينجا بزارم و دوستاني هم كه انتقاد مي كنند ميتونند لطف كنند و به جاي انتقاد عكس اشخاصي كه مي شناسن و واسم ايميل كنند تا در اينجا قرار بدم .

نوشته شده توسط وحبد در جمعه 14 بهمن1390 ساعت | لینک ثابت |

دکتر عماد بزّی درسال 1963 در جنوب لبنان متولد شده است. وی در 13 سالگی به استرالیا مهاجرت کرده و در آنجا به کار و تحصیل اشتغال داشته است. عنوال رساله دکترای وی «ارتباط بین عرفان و سیاست در شخصیت امام خمینی(ره) » است. مقالات ایشان درباره انقلاب اسلامی و شخصیت حضرت امام در رسانه‌های ارتباط جمعی استرالیا انتشار یافته و بعضاً نیز به فارسی ترجمه و در مجلات ایرانی مانند «پاسدار اسلام» به چاپ رسیده است. آقای دکتر عماد بزّی از مهمانان «کنگره تبیین انقلاب اسلامی» بودند که در مهرماه سال جاری در تهران برگزار شد

منبع:http://www.ahl-ul-bayt.org/

نوشته شده توسط وحبد در شنبه 10 دی1390 ساعت | لینک ثابت |

انجمن جوانان و نخبگان طایفه بَزّی تشکیل شد از افرادی که تمایل به همکاری دارند خواهشمندم به ایمیل بنده حقیر پیام دهند تا آنها را از جزییات کار با خبر کنم .


E-mail : bazzi_vahid@Yahoo.com

E-mail : vahid.bazzi@Gmail.com

E-mail : yavar_bv@yahoo.com


نوشته شده توسط وحبد در یکشنبه 4 دی1390 ساعت | لینک ثابت |
با سلام و خسته نباشید

از همه تیره های مختلف طایفه بزی خواهشی که دارم، تا میتونن خودشونو جدا از هم ندونن و یک تیره جدا ندونن . بدونید که ما همه تیره ها یکی بوده و تحت عنوان طایفه بَزّی شناخته شده ایم.

در پست های بعدی حتما سعی میکنم عنوان تیره های مختلف طایفه بَزِّی ذکر کنم تا با یکدیگر بیشتر آشنا شده و باعث اتحاد بیشتر بین ما خواهد شد .

نوشته شده توسط وحبد در سه شنبه 29 آذر1390 ساعت | لینک ثابت |
شهردار سرخس 

علیرضا اخوان (بزی)


نوشته شده توسط وحبد در شنبه 29 مرداد1390 ساعت | لینک ثابت |
امین بزی دوچرخه سوار حرفه ایی کشور

مجتبي شجاعي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زاهدان اظهار داشت: امين بزي دوچرخه‌سوار حرفه‌اي سيستان و بلوچستان در مسابقات جايزه بزرگ كوهستان در ماده دانهيل در پارك جنگلي سرخه حصار موفق به كسب مدال نخست مسابقات دوچرخه سواري قهرماني كشور شد. مجتبی شجاعی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: امین بزی که متولد 1368 است در آخرین روز برگزاری اردو در تهران در لیست چهار نفر اعزامی به مسابقات قهرمانی آسیا قرار گرفت.مجتبی شجاعی در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: دوچرخه ‌سوار سیستان و بلوچستانی در مسابقات قهرمانی آسیا جزو 12 نفر برتر آسیا قرار گرفت.



نوشته شده توسط وحبد در یکشنبه 16 مرداد1390 ساعت | لینک ثابت |

دکتر علی بزی

معاون پارلمان لبنان و .....

نوشته شده توسط وحبد در دوشنبه 10 مرداد1390 ساعت | لینک ثابت |