X
تبلیغات
هامون - نگاهی به تاریخ ممسنی شیراز

هامون

نگاهی به تاریخ ممسنی شیراز

سابقه تاریخی ایلات ممسنی

با بررسی کتب، مجلات، دیگر اسناد و شواهد و قرائن و هم چنین روایات شفاهی در خصوص ایلات ممسنی به نظر می رسد که ایل ممسنی ایل بزرگی بوده است که در مسیر تاریخ پرتلاطم خود از دوران کورش کبیر تاکنون  بدین شرح تجزیه شده اند.

ممسنی ها را می توان به طوایف زیر تقسیم کرد:

1- براهوی ممسنی که به زبان بلوچی هم صحبت می کنند و بزرگترین ایل بلوچ در کشور پاکستان است که بیشتر به نام محمدحسنی مشهورند. بعضی از آنهاهم در جنوب افغانستان هم زندگی می کنند.

2- سیستانی ممسنی شامل طوایف سربندی،شهرکی،بزی،جهان تیغ،بامدی،نوری،قزاق ، پیری و نخعی،جر

3- بلوچ ممسنی:شه بخش (اسماعیل زهی)،هاشم زهی و نوشیروانی

4- کرد ممسنی :شامل ایل سنجابی ممسنی تبار در ایران و ممسنی کرد در عراق و سوریه

5- لر ممسنی در استان فارس ، کوهگیلویه و بویراحمد و بختیاری.

طوایف کوهمره سرخی و برخی تیره های پراکنده در فارس

1- براهویی ممسنی

این طایفه از دوران بسیار گذشته تا اواخر دورة قاجار از طوایف قوی سیستان و بلوچستان بوده که به دلیل تشکیل اتحادیه ای از طوایف مختلف در دوران افشاریه، اوج قدرتشان بودکه بر بخش وسیعی از این منطقه حکومت می کردند.

پس از شکست طوایف بلوچ از مسعود غزنوی(421-423 هجری قمری،1030-1041 میلادی) مهاجرت  آنان به بلوچستان آغاز یافت، ولی طایفه براهویی در ناحیه کلات، جلوی هجوم آنان را گرفتند. در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم میلادی، خانواده هایی از راجه های هند در قسمتی از بلوچستان( که در حال حاضر جزء پاکستان است)حکومت داشته است. آخرین راجه برای سرکوبی مهاجمان افغانی از طایفه براهویی درخواست کمک می کند. براهویی ها پس از دفع حمله افغانی ها دارای قدرت و نفوذ زیادی می شوند. پس از مدتی راجه را از حکومت خلع کرده و رئیس خود عبدالله خان را به حکومت منصوب می کنند.(جانب اللهی، 1362، 144 )

در سال1143 هجری قمری که اشرف خان از نادر شکست خورد و فرار کرد به دست ابراهیم خان، پسر عبدالله خان براهویی با همراهانش به قتل رسید. بنابراین نادر شاه، خان براهویی را در سمت خود ابقاء کرد.(قدوسی، 1339 ،105)

 بعد از کشته شده امیر قنبر خان توسط نادرشاه به ترتیب امیر کوچک خان، غلامشاه خان و فرزندانی از نسل آنان در منطقه به سرداری می رسند که آخرین آنهامحمدرضا پسر سردار پردل بود که تا یکی دو دهه  بزرگ طایفه براهویی بود. ( جانب اللهی،1362 ، -139-138)  و حوادثی که در مقاله  خواهید خواند.

تیره های طایفه براهویی

مهمترین تیره های این طایفه که در سیستان، خاش و سفید آبه زندگی می کنند به شرح زیر هستند.

براهویی، بلوچ خان زایی، شهمرادزایی، ایلجاری، محمد حسنی، دورازایی، موسی زایی، جنگی زایی، عیسی زایی، مستان زایی، شاهی زایی، باگی زایی، عبدوزایی، منیگل، پیروزفر، مرادزایی، سالارزایی.(جانب اللهی، 1362 ، 147)

 

طوایف براهویی های پاکستان:طوایف براهویی های پاکستان عبارتند از: محمد حسنی ( شامل: کاهالازئی ، مزارزئی ، هارونی ، شیخ حسینی ، مردان شهی، شهدادادزئی، کولاچی ، اسمٰعیلی ، اسمٰعیلی راج ، زنگیانی ، شاهی زئی ، یوسفی ، شیروزئی ، زیرکانی ، درکانی ، عیدوزئی ، یگیاهی ، کیسیازئی ، مندوزئی ، سیاهی زئی، قهارر زئی ، شاهوزئی ، حسینی ). از جمله رخدادهای مهم طایفه براهویی می توان به جنگ ممسنی براهویی با طایفه وزیری افغان  در زمان ناصرالدین شاه  قاجار به رهبری سردار جمعه خان براهویی اشاره کرد. که در مقاله مشروح بدان پرداخته ام.

2- سیستانی ممسنی: سیستانی ممسنی، شامل طوایف سربندی، شهرکی،جر،بزی، جهان تیغ، بامدی، نوری، قزاق، پیری و نخعی است.سرابندی ها ظاهراً از اولاد مالک اشتر نخعی هستند که در زمان خلافت عمر به ایران آمده اند. ابتدا با نام نخعی در کردستان اسکان یافتند ولی بعد ها در منطقه اراک امروزی کوچ کرده و در کوههای سربند استقرار یافتند و به همین لحاظ به سربندی معروف شدند. آنان در این منطقه با توجه به شرایط آب و هوایی به دامداری مشغول شدند.با حمله مغول از آنان شکست خورده و بیشتر آنان به فارس کوچ کردند. در فارس به دو دسته تقسیم شدند؛ گروهی به همراهی فردی به نام محمد حسن در شیراز اقامت گزیدند که به ایل محمدحسنی یا ممسنی( ماماسنی) معروف شدند  و دسته دیگر به کرمان رفتند و به دو دسته تقسیم شدند.دسته ای که تحت ریاست ابراهیم حارث بودند به ابراهیمی و به مرور زمان به براهویی مشهور شدند. آنان از کرمان به بلوچستان رفتند و عده ای از آنان به افغانستان کوچ کردند.

گروهی دیگر در بم با همان  نام «سربندی» در جبال بارز سکنی گزیدند و عده ای نیز به کوه لخشک لار یزد اطراف زاهدان، خاش و سیستان رفته و ساکن شدند.(جانب اللهی، 1362 ، 146)

طوایف سربندی یک دوره طولانی از قدرتمندترین طوایف سیستان و از وابستگان طایفه براهویی بوده اند.

طایفه سربندی به همراه نادر شاه در تسخیر هندوستان شرکت داشتند و بعدها در حکومت نادر شاه، فراز و فرودهایی داشته اند تا اینکه با رها کردن خانه به دوشی به زندگی کشاورزی روی آوردند.

ید و به سیستان برگشت.

تیره های طایفه سرابندی:از مهم ترین تیره های این طایفه می توان به : پردلی، مالکی،شیبک، هاشم زایی،تاج محمدی، نخعی و محمد حسنی اشاره کرد.

طایفه شهرکی

طایفه شهرکی یکی از طوایف بزرگ سسیستان است که در گذشته از متحدان براهویی و سرابندی بوده است.این طایفه در سراسر سیستان، بلوچستان، خراسان، مازندران، کرمان( بم و زرند، نرماشیر و بروات) زندگی می کنند.طایفه شهرکی همراه با طوایف براهویی و سربندی بخشی از ایل ممسنی استان فارس بوده اند که در زمان حمله اعراب مسلمان در آنجا ساکن بوده اند. شهرک ممسنی مرزبان پارسی پس از جنگی بزرگ با اعراب کشته شد. ...موسوی نامی اصفهانی، 1363 ، 395)

از جمله سران این طایفه می توان به افراد زیر اشاره کرد.

امیربیگ خان، هاشم خان، محمدحسین خان، سردار محمدعلی خان شهرکی(جانب اللهی، 1362، 160-158)

تیره های طایفه سرابندی

طایفه سرابندی دارای تیرهای شهرکی های ده میرزا محمد، فرزندان رند بلوچ خان(بلوچ سلطان)، جماعت شهرکی ده سوخته که از تیره سیاهک اند.، شهرکی های بولاغ که در بهرام آباد و قلعه کنگ مستقرند، شهرکی های تراقونی که جنب آس قاضی ساکن هستند، شهرکی های کته لوک، شهرکی های منطقه راز و شهرکی های ساکن در شهرستان سرخس

3- بلوچ ممسنی

نادر شاه افشار برای کوچ بلوچها عده ای نظامی را به بلوچستان اعزام می کند.در میان این نظامیان فردی به نام محمد حسن لر شیرازی حضور داشته است.پس از اتمام کار  کوچ بلوچ ها، محمد حسن به همراه فوجی از نظامیان در بلوچستان ماندگار می شود.محمد حسن لر شیرازی که از طایفه ممسنی فارس بوده است با خواهر ولی خان نفیر، از بزرگان خاران که اکنون جزء بلوچستان پاکستان است، ازدواج می کند. او صاحب فرزندانی می شود و یکی از پسرانش صاحب فرزندی می شود که اسماعیل نام داشته است.

اسماعیل پس از بزرگ شدن متوجه می شود که جدش محمدحسن لرشیرازی از طایفه ممسنی فارس بوده است، تصمیم می گیرد به آن منطقه مهاجرت نماید. هنگام عبور از دزداب( زاهدان فعلی) رئیس طایفه« نوتی زهی» او را میهمان می کند. از آنجا که آن سال از نظر غذایی سال سختی بوده است، اسماعیل به شکار می رود و با تفنگ فتیله ای خود تعدادی شکار می زند و با خود به خانه می آورد. رئیس طایفه نوتی زهی بادیدن شجاعت اسماعیل دختر خود را به عقد او در می آورد. اسماعیل و همسرش دارای شش فرزند به نامهای: فقیر، بلوچ، دارو، رادو، جمشید و کمبر(قنبر) می شوند که اکنون شش تیره این طایفه به اسم آنها است. نام طایفه اسماعیل زایی نیز از نام جدشان است.

اسماعیل در حمله طایفه نوشیروانی ها به قتل می رسد. بلوچ که از همه پسرهای اسماعیل شجاع و دلیر تر بود ضمن گرفتن انتقام خون پدرش، طایفه نوشیروانی را ملزم به رعایت حقوق آنان نمود. پس از پدر بلوچ به جای پدر به ریاست طایفه انتخاب شد.

پس از سه پشت سردار بلگاک از جانشینان بلوچ و از سرداران طایفه اسماعیل زهی شد. او دارای نفوذ زیادی بود. پس از درگذشت او پسرش جه هل سرپرست طایفه گردید و در زمان ریاستش با دولت مرکزی رابطه حسنه ای برخورد کرد.بدین لحاظ دولت نیز او را سالانه معاف کرد.(مرکز پژوهش خلیج فارس و دریای عمان، 81)

پس از سردار جه هل پسرش سردار جمعه خان( جماخان) به ریاست طایفه انتخاب شد.در همین ایام جنگ جهانی اول شروع شد و انگلیسی ها تا زاهدان راه آهن کشیده بودند. به دستور دولت مرکزی ، سردار جمعه خان با انگلیسی ها به مبارزه پرداخت که تعدادی از جمله شش برادرش شهید شدند و 35 نفر هم از انگلیسی ها کشته شدند.(سرپرسی سایکس، 12)

سردار جعه خان اسماعیل زهی  از بزرگترین سرداران این طایفه است که مشروج در جای خود بذان پرداخته ام.

4- کرد ممسنی

شامل ایل سنجابی ممسنی تبار در ایران و ممسنی کرد در عراق و سوریه

طایفه کرد ممسنی از قبایل دیزه یی در منطقه سرگران  کردستان عراق ساکن هستند و دو تیره به نام فقیه و اسماعیلی و بامند دارد. رئیس آنها در سال1327 شمسی ابراهیم احمد آقا بوده است. هم چنین باید از طایفه کرد شهرکی در کرمانشاه سخن گفت و احتمال  اینکه که با شهرکی های سیستانی هم تبار باشند.( همتی )

5- ممسنی فارس

 منشاء تاریخی

سرزمینی که اکنون در فارس ممسنی نام دارد، سابقه اش به تمدن عیلامی در هزاره  های سوم، دوم و اول قبل از میلاد می رسد.

که آثار به جا مانده از قدیم بسیار دارد و اخیراً باقی مانده های شهر بزرگی از دوران هخامنشیان  تحت عنوان« لیدوما» چهارمین شهر هخامنشی در آن کشف گردیده است .

منطقه کنونی ممسنی در دوران هخامنشیان جزء مناطق انزان (انشان) نشین بوده است و در دوره ساسانیان نیز این منطقه در حوزه کوره شاپور قرار داشته  است. ( حبیبی فهلیانی، 37-36)

به نظر می رسد ممسنی در دوره اشکانیان نیز محل تلاقی سپاه اشکانی با رومیان بوده است. زیرا در نزدیکی روستای کوپن دماغه ای به نام پوزه "سرنا" وجود دارد که به احتمال زیاد محل درگیری سرنا سردار اشکانی با دشمنان بوده است. ( یوسفی،1383 )

پس از اسلام واژه  "انبوران" برکل ممسنی اطلاق و شهر نوبندگان به عنوان مرکز آن انتخاب گردید.حدودا" بعد از قرن چهارم هجری واژه شولستان  بر این منطقه اطلاق گردید که به عقیده یکی از محققین ایرانی از محققین آنان را از تبار ساسانیان می داند. به عقیده این محقق در آن زمان قلمرو ممسنی80×100 فرسنگ بوده است.(صفی نژاد، 1381 ،71)

ممسنی متشکل از طوایف چهار گانه ای به نام رستم، دشمن زیاری، بکش و جاوید است.

در خصوص منشا ایل ممسنی چند نظر وجود دارد.یک نظر آنان را اینگونه معرفی می نماید:

اوایل قرن هفتم هجری ایل هایی از جبل السماق سوریه به سرزمین هزار اسب( لرستان) روی آوردند و سالها در آنجا مستقر بودند. ایل بزرگ ممسنی یکی از این ایلها بود که حدود سال 900 ه.ق بر شولها یورش برده و آنها را بیرون رانده و نام  ایل خود را بر منطقه گذاشتند.

گروه دیگر با رد نظر فوق با استدلالاتی که در خصوص شباهت و پیوستگی هایی که بین فرهنگ، زبان و... لرها و پارسهای اولیه  وجود دارد ، می گویند اگر هم گروهی در طی طول تاریخ به این قوم وارد شده باشند نتوانسته اند بر فرهنگ آنان تاثیرات چندانی بگذارند و در این بین تنها اسلام بود که بیشترین تاثیر را بر لرها گذاشت و در پایان چنین نتیجه گیری می نمایند:

« لرها قومی آریایی، پارسی زبان و ایرانی الاصلند که از نظر جسمی و فرهنگی کمابیش با اقوامی چون عیلامیان، کاسی ها، اعراب و ترکان آمیخته اند اما با این حال توانسته اند اصالت خود را بیش از دیگر گروههای ایرانی حفظ کنند».(امان اللهی بهاروند، 1371)

الوار ممسنی در دوران قاجار به "چهار بنیچه" شهرت داشتند. این طوایف اگر چه از نظر قومی دارای وحدت قومی و فرهنگی بودند ولی از نظر سیاسی هر یک دارای کلانتر مستقلی بودند. هریک ازطوایف چهارگانه ، دودمانهای خانی با اقتدار تمام بر طایفه خود حکومت کرده اند.

پس از قتل محمدرضا خان رئیس قدرتمند ایل دشمن زیاری توسط شاهزاده فریدون میرزا، اقتدار این طایفه در هم شکست و پس از آن، خان علی رستم پسر قاید گرجی رئیس ایل رستم، ولی خان ممسنی

آنچه در خصوص طوایف ممسنی تا الآن می توان از تاریخ درآورد این است که مردم طوایف چهارگانه ممسنی  شاخه ای از لر بزرگ  است. لرها را به دو دسته تقسیم نموده اند.  لر کوچک ( شامل استان لرستان یا پیشکوه و استان ایلام یا پشتکوه) و لر بزرگ( شامل ایل بختیاری، ایلات کهگیلویه و بویراحمد و ایل ممسنی).

در خصوص منشاء لرها نظرها متفاوت است . اول این که بعضی آن را از نسل شخصی به نام "لر" دانسته اند. دوم اینکه مشتق از کلمه ایرانی چون" لهراسب" و غیره گرفته اند. و سوم آن را منسوب به مکان دانسته اند و آن هم به نوبه خود به چند وجه تقسیم می شود.1- منسوب به ولایتی در "مانرود" یا "مایرود" که جایگاه اولیه لرها بوده است.2- مخفف "اللور" می باشد که شهری در شمال غربی دزفول( حوالی اندیمشک) واقع بوده است.3- تحریف شده واژه لیر یا لر یعنی  کوههای پوشیده از جنگل.(امان اللهی بهاروند،1370 ،19)

    طوایف ایل ممسنی فارس

ممسنی دارای چهار طایفه لر زبان به نامهای رستم، بکش، دشمن زیاری  و جاوید است. هم چنین اقوامی از ترک های قشقایی و اعراب در این سرزمین زندگی می کنند.

1-               طایفه رستم

طایفه رستم در حال حاضر در سرزمینی ساکن است که شهرستانی به همین نام است.

گفته اند کی خسرو پس از کناره گیری از پادشاهی و هنگامی که برای گوشه نشینی به کوه دنا می رفت، در ممسنی فعلی توقف کرد و به پاس خدمات رستم به ایران این منطقه را به او هدیه کرد و گفت: دشتی پراز زر را به تو می سپارم.(همتی،1388)

در قلمرو جغرافیایی رستم تیره های منگزوری( منگودرزی)، بهمیاری( بهمنیاری)، شوسینی(شاه حسینی)، ضامنی، دشتی، غلویی، عوداللهی( عبداللهی)، مصیری، بختیاری،چوگی، ده تینی، ارجی، کولی، پرینی، مراسخونی، نوگکی، مرزونی، گیوه کش، روسی، پهناکله ای، شاه بهرامی، تیرتاجی، سادات  عنا، سادات شاه قاسم، سادات شاهزاده میراحمد( امان اللهی بهاروند، 1371)، تیره سادات فخر، سادات مختاری قرار دارد.

بر اساس نوشته محققین کلانتران  این طایفه بدین شرح بوده است.

کاگرجی، خان علی خان، کمال خان، علی قلی خان، خان علی خان، الله قلی خان کوچک،جعفرقلی خان، امام قلی خان، حسین قلی خان(فسایی،ج اول،304 )

پژوهشگران نوشته اند در اواخر قرن سیزدهم قمری در کنار طایفه رستم طایفه کوچکی به نام " محمد صالح" سکونت داشتند که کلانتران رستم در تضعیف آنها کوشیده تا بتوانند آنها را به طایفه رستم منضم نمایند، از این رو طایفه مذکور در همسایگی طوایف دیگر پراکنده شدند.(گرمرودی،1012-1011)

از حوادث تلخ و پرفراز و نشیب این منطقه می توان به جنگهای گجستان، دورگ مد و جنگ تامرادی  با حکومت اشاره نمود.

آخرین کلانتر و خان این ایل حسینقلی خان رستم فرزند امام قلی خان بود که به اتفاق پسرش جعفرقلی، حبیب الله خان شهبازی رییس طوایف سرخی، ناصرخان طاهری رییس ایل بویراحمد و فتح الله حیات داودی رییس لرهای حیات داودی به اتهام مخالفت با اصلاحات ارضی و برپایی شورش عشایر جنوب در سال1343 در شیراز به حکم دادگاه نظامی فارس به دار آویخته شد.

2- طایفه بکش

منطقه بکش در جنوب منطقه رستم و در شرق منطقه ماهور میلاتی واقع شده است.

مرکز امروزی شهرستان ممسنی شهر "نورآباد" است. در گذشته نورآباد قلعه ای بوده است در کنار شهر معروف و تاریخی " نوبندگان" و به مرور زمان مدتی آن را "تل کناری" یعنی تپه دارای کنار ، مالکی و در چند دهه اخیر به تدریج به " نورآباد" تغییر نام یافت.

فهلیان

بعد از خرابی نوبندگان روستای فهلیان را مرکز شولستان قرار دادند.در این زمان حمامها، مساجد، مدرسه ها و بازارهایی در فهلیان ساخته شد.(گرمرودی،1006)

همچنین لازم به ذکر است که قلعه سفید یا دژ سفید معروف زمانی در تحت سیطره خوانین بکش بوده است .در قلمرو جغرافیایی بکش تیره های آل امیری، بابسالاری، عالیوند و کرایی، شیخ شهرو بونی( بوانی) عزیزی، فهلیانی و دودانگه قرار دارد.(فسایی، ج اول، 304)

کلانتران بکش در قرون13 و 14 قمری به شرح زیر بوده است:حاج امه شه، خوبیارخان، ولی خان بزرگ، شریف خان، عبدالله خان، ولی خان و هادی خان.

 مشهور ترین کلانتران مذکور ولی خان بزرگ بود که در منطقه از قدرت فراوانی برخوردار بوده است.(گرمرودی،11)

از حوادث تلخ اما پر افتخار مردم وبزرگان طایفه بکش می توان به حادثه" قلعه گلاب" اشاره نمود.

3-  دشمن زیاری

قلمرو دشمن زیاری ها در جنوب شرقی و شرق ممسنی واقع شده است.

ساکنان فعلی دشمن زیاری معتقدند که اصل و نسبشان از دشمن زیاری کهگیلویه جدا شده و بدینجا    آمده اند.کلانتران منطقه دشمن زیاری به شرح زیر است:رشید خان، محمدرضا خان، علی رضا خان، بابا خان، آقا خان، مرادقلی خان.(گرمرودی،13)

4- جاوی(جاوید)

از اواخر قرن سیزدهم هجری از هشت قریه آبادی جاوی نام برده شده که همگی بین  2تا5 فرسنگ تا فهلیان فاصله داشتند. فارس نامه ناصری 11 تیره را برای طایفه جاوی برشمرده است که در قراء هشتگانه سکونت داشته اند. (فسای،ج اول ) امروزه تعداد این تیره ها به 20 رده افزایش یافته است و هنوز بعضی به کوچ نشینی مبادرت می ورزند.( گرمرودی،11)

قلمرو جاوید به دو قسمت " جاوید لله" و "جاوید ماهوری" تقسیم می گردد. قلمرو جاوید لله در سمت شمالی  جاوید ماهوری واقع شده است و از مجموع تیره های عشایری منطقه 11 تیره آن در جاوید لله و 9 تیره در جاوید ماهوری سکونت دارند.از کلانتران منطقه جاوید بدین شرح نام برده اند.شاهزاده جلیل الله، کی محمد شفیع، کی خان، باقر خان، خلیل خان، فتح الله خان و محمدعلی خان.( فسایی، ج اول،303 )

کاکان

علاوه بر چهار منطقه رستم، بکش ، دشمن زیاری و جاوید، قلمرو کاکان که قبلاً جزء ممسنی فارس بوده در اواخر قرن سیزدهم قمری کشکولی های قشقایی، منطقه را با پنج روستای آن خریداری نموده و به قلمرو قشقایی ها منضم نمودند. کاکان در شمال شرقی ممسنی واقع شده و ناحیه ای کوهستانی، سردسیری با چشمه های آب فراوان است.

دیگر ایلات ممسنی

ژ- دومورینی علاوه بر  گذری بر اوضاع و احوال طوایف چهارگانه ممسنی و گذری کوتاه بر املاک خالصه ممسنی و ارتباط آن با  معین التجار بوشهری ، از ایلات دیگر ممسنی نام می برد. آنچه در پی می آید نظرو دیدگاه او در این باره است.

او ایلات دیگر ممسنی را در دو بخش بیان می کند.

الف: سرخی ها و کوهمره شگفت.ب: دیگر ایلات

دومورینی اعتقاد دارد که سرخیان  و کوهمره شگفت جزء بلوکات ممسنی بوده و لر زبانند. او هم چنین ایلات زیر را جزء ممسنی می داند.

1-    ایل لاشانی: در مرودشت و آباده تشک پراکنده اند.

2-    ایل نو ترکی: آنها را یکجانشین معرفی کرده و می گوید از چهار لنگ بختیاری به وسیله کریم خان زند به تنگه گرم فسا برده شده اند.

3-    ایل مسلاری که در بلوک خفر زندگی می کردند و دامدار بودند.

4-    ایل علی شاه محمدی: در زمان دومورینی این ایل تابستانها در کوههای تارو بین بلوک های سیمکان و فیروزآباد و زمستانها در سیمکان بسر می بردند.

5-    ایل فرامرزی: آنها را اهل لارستان معرفی می کند.

6-    جشنی ها: آنها طایفه کوچنده ایل خلج از بلوک قونقری هستند و تابستان در سرچاهان و زمستان در جزیره مینگ دریاچه بختگان می زیسته اند.

7-    چهاراهی ها که از ایل خلجند.

8-    چرکس ها: منشأ ترک دارند و در منطقه دزکرد سکونت داشته اند.

9-    فرهادی ها و قونقری های سیمکان

10-کوهکنها: بین جهرم و بید شهر به تجارت مشغول بوده اند.( دومورینی،1375، 56-52)

جنگ ممسنی ها و اسکندر مقدونی در شهر سغد( کورش)

در این خصوص مشروح در مقاله توضیح داده شده است که خوانندگان را بدانجا ارجاع می دهم.

  ممسنی ها و ده مَرده ها

 از دیگر شواهد و اسنادی که ارتباط بین ممسنی های فارس و سیستان و بلوچستان، پاکستان و افغانستان را تا حدودی به واقعیت نزدیک می کند جریان ده مرده ها است.ده مرده نام  طایفه ای در سیستان و بلوچستان است. همچنین چندین قلعه مخروبه قدیمی در شهرستان ممسنی و استان فارس ده مرده نام دارند. به استناد برخی شواهد،  طوایف و مکان های معروف به ده مرده در فارس و سیستان ، به قضیه  مهاجرت بخشی از ممسنی ها از فارس به سیستان در زمان شاه عباس بزرگ ارتباط دارد......

         ممسنی ها در گزارش انگلیسی ها

گردآوری اطلاعات مربوط به  زبان و آداب و رسوم  قبایل و اقوام نواحی مورد مطالعه، از جمله ماموریت های این افراد بود. ارتباط قومی طوایف متعدد  ممسنی پراکنده در منطقه وسیعی از سیستان و بلوچستان و استان فارس در جنوب ایران ، با مماسن های زمان اسکندر ، از همان آغاز توجه انگلیسی ها را جلب کرد. حفظ خاطره نبرد با اسکندر پس از گذشت هزاران سال در بین ممسنی ها،تعجب انگلیسی ها را بر انگیخت.

   سرجان ملکم سفیر اعزامی حکومت هند انگلیس به دربار فتحعلی شاه، از سال 1800م/1225ه.ق تا1810 سه بار به ایران سفر کرد تا قراردادی علیه  ناپلئون بناپارت با ایران ببندد.کاروان هدایای ملکم در اولین سفرش ،در مسیر بوشهر به شیراز مورد حمله ممسنی ها قرار گرفت.ملکم در گزارش سومین مسافرتش به تهران، در  مورد این حادثه، می نویسد:

     «آنچه افراد از ساکنان کوههائی که از آن عبور کردیم،دیدند آنان را بر آن داشت تا داستانهای شگفت آوری که ما راجع به طایفه ممسنی ( طایفه ای که بر خود می بالد که اسم و راه ورسم خود را از زمان اسکندر کبیر تا کنون دست نخورده حفظ کرده است ) به آنها گفته بودیم باور کنند. » (همتی به نقل از:سفرنامه سرجان ملکم ،ترجمه حسن زنگه ،ص42)..............

خلاصه ای از گزارش رسمی دولت هند بریتانیا در مورد ایل  ممسنی بلوچ در 100 سال پیش

      محمد حسنی ها که عموماً به ممسنی  ها مشهوراند ،قبیله مهمی هستند،و به عنوان شجاع ترین قبیله بلوچ معروف اند. آنها در سیستان در کوههای لرستان و در دره مشکی بلوچستان زندگی می کنند.و در تمامی ناحیه غرب بلوچستان از شررود به جنوب تا مالار و غرب پنجگور و در تمام ناحیه نوشکی ،چاگی ،و سنجرانی از راس کوه کامران تا سیستان ساکن اند. ممسنی های این ناحیه خودرا از ممسنی های لر می دانند ،آنهایی که به گفته لرد کرزن در ناحیه کازرون و شولستان فارس ساکنند و افتخار می کنند که از نسل رستم اند واز  سیستان آمده اند.( همتی،1388)

در سال 1901 تعداد ممسنی های جهلوان حدود 52751 نفر سرشماری گردید. ایل ممسنی ناحیه جهلوان شامل طواِِِِیف زیر است:

   کرمعلی زئی ،مزار زئی،کچی زئی، غازیخان زئی، شیروزئی، هارونی، شهدادز ئی، سمالی، زنگیانی، یوسفی حسینی، جنگی زئی، دلشادزئی، بنگول زئی، نندوانی، چاکرزئی، بجارزئی، چنروانی، سبازئی، فقیرزئی، سیاهی زئی، درک زئی، شاهوزئی، کهرایئ، مندوزئی، کلاغانی

سرداران نامی ممسنی

رستم جهان پهلوان نامی ایران

سون(سورنا) : سردار نامی ایران  و شکست دهنده کراسوس رومی در پوزه سرنا رستم فارس( ممسنی)

شهرک ممسنی مرزبان فارس: در برابر اعراب مقاومتهای زیادی کرد.

ابو طاب زید نو بندگانی:

صلاح الدین محمود لر: اتابکان فارس سردار نامور ایران

دشمن زیار رستم کاکویه: ایران

امام قلی بیگ ممسنی: ایران

مقیم بیگ ممسنی: ایران

بابا خلیل ممسنی: ایران

محمد خان بلوچ ممسنی: ایران

میری خان ممسنی

ولی خان ممسنی

خان علی خان ممسنی

محمدرضا خان دشمن زیاری ممسنی

شهباز خان ممسنی بلوچ

رستم خان ممسنی بلوچ

عبدالکریم براهویی

علی مردان خان براهویی

سردار فتح محمد محمد حسنی

سردار عارف جان محمد حسنی

نتیجه گیری

 درخصوص هویت قومی و پیشینه نژادی ممسنی های باستانی و امروزی مماسن ها ( ممسنی ها، محمد حسنی ها، ممسن ها) دیدگاههای مختلفی ارایه شده است  که با توجه به استنادات ارایه شده شاید بتوان بدین ترتیب در خصوص این قوم اظهار نظر نمود.

1- ممسنی ها از قوم سغد بوده اند ،که بعداً به سیستان و استان فارس رفته اند.یکی از جهانگردان چینی که در اواخر حکوت ساسانیان از آسیای میانه بازدید کرده است از ناحیه سغد به نام کشور سول (شول)  یاد کرده است. قدیمی ترین سند در خصوص ارتباط اقوام شول، ممسنی وسغد مربوط به همین جهانگرد است.

2- ممسنی ها از اقوام سکایی- پارتی متحد کورش در سغد بوده اند.روایات قومی ممسنی ها و تاکید به وابستگی ایشان به خاندان رستم و سکونت آنها در سیستان دلیل این فرضیه است.

 3- ممسنی ها از طوایف پارسی بوده اند،که کورش بزرگ گروهی  از آنها را برای دفاع از مرزهای شرقی ایران به شهر کورش در سرزمین سغد منتقل نمود.

4- نام طایفه مردی یکی از ده طایفه قوم پارس در نام طوایف ممسنی: دهمرده، مردان شاهی، تیرمردانی و مرزیونی باقی مانده است.به گفته کورتیوس در جنگ گوگمل ،فرماندهی سربازان پارسی ،سغدی و مردی با آریوبرزن بود.

5- آنچه در نوشته های گوناگون در خصوص سابقه ممسنی و آمدن به لرستان و سپس ممسنی آمده است به خصوص  حمدالله مستوفی جای تأمل دارد که به زودی جواب آن را برای خوانندگان عزیز خوام نوشت.

منابع: از وبلاگ http://1442.persianblog.ir/post/61/

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 شهریور1389ساعت   توسط   |